توسط رهگذر در انشاء با موضوع آزاد
شکوه غیرت جوان بود، جواني خوشفكر. از پدر، مجلسي اول، به ارث برده بود. پاي منبرها، درحاليكه چشمانشان برق ميزد، سر تا پايش را نگاه ميكردند. انگار مجلسي پدر بود، با همان ابهت و همان غيرت. صد سال بود كه شيعه در ايران رسميت پيدا كرده بود، اما محمدباقر،… بیشتر »


آخرین نظرات